المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

211

التنبيه والإشراف ( فارسي )

شمارند و اسلام وى را اسلام كودكى خردسال و طفلى بىخبر كنند كه فضيلت را از نقصان و شك را از يقين امتياز نميداده حقى نميشناخته تا بطلب آن باشد و باطلى نميدانسته تا از آن كناره گيرد . بعدها در همين كتاب ، ضمن سخن از خلافت و وفات وى شمه‌اى از آنچه را در اين باب گفته‌اند بياريم و شرح و تفصيل آن را نيز در كتابهاى سابق خويش آورده‌ايم و گفتهء هر گروه را با دلايلى كه بتأييد نظر خود آورده‌اند ياد كرده‌ايم با گفتگوئى كه ميان متكلمان عثمانى و معتزليان زيد بغدادى كه امامت مفضول را روا شمارند و ديگر بتريان و فرقه‌هاى زيدى هست . قطعيان امامى اثنا عشرى در تعيين شمار امامان بر روايت سليم بن قيس هلالى كه در كتاب خويش آورده اعتماد دارند كه از ابان بن ابى عياش روايت كرده كه پيغمبر صلى الله عليه و سلم به امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام فرمود « تو و دوازده تن از فرزندانت امامان بر حقيد » و اين خبر را بجز سليم بن قيس كسى نياورده است و امامشان كه در وقت حاضر تاريخ كتاب ما انتظار ظهور او را مىبرند محمد بن حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب است ، رضوان الله عليهم اجمعين . و گروهى از آنها گويند خدا عز و جل هيچ عصرى را بدون امامى عيان يا نهان كه به حق خدا قيام كند نخواهد گذاشت اما شمارى و وقتى معين نكرده‌اند و گفته‌اند امامت بنص خدا و پيغمبر است كه نام هر امام را تعيين كند تا خداوند عز و جل زمين را با هر كه در آنست فانى كند . عنوان « قطعى » از آن جاست كه اين فرقه وفات موسى بن جعفر را قطعى دانسته و بر امامت او توقف نكرده‌اند . و ديگر فرقه‌هاى شيعه و فرق ديگر كه طرفدار انتخاب امام بوده و اين را